«ویرانه بر ویرانه؛ ویرانه‌های ونیز»، نوشته‌ی علی گلستانه

درباره‌ی بی‌ینال ونیز (۲۰۱۵)، چاپ‌شده در دوهفته‌نامه‌ی تندیس (ش۲۹۹، ۲۹اردیبهشت۱۳۹۴). «او فقط به فاجعه‌ای واحد می‌نگرد که بی‌وقفه ویرانه بر ویرانه تلنبار می‌کند و آن را پیش پای او می‌افکند…» (بنیامین، «تزهایی درباره‌ی مفهوم تاریخ») «ما به تاریخ نیاز داریم،

«ویرانه بر ویرانه؛ ویرانه‌های ونیز»، نوشته‌ی علی گلستانه

درباره‌ی بی‌ینال ونیز (۲۰۱۵)، چاپ‌شده در دوهفته‌نامه‌ی تندیس (ش۲۹۹، ۲۹اردیبهشت۱۳۹۴). «او فقط به فاجعه‌ای واحد می‌نگرد که بی‌وقفه ویرانه بر ویرانه تلنبار می‌کند و آن را پیش پای او می‌افکند…» (بنیامین، «تزهایی درباره‌ی مفهوم تاریخ») «ما به تاریخ نیاز داریم،

ادای سهم در تعریف «کلیدواژگان هنر»، جولیان استالابراس، ترجمه‌ی ع. گلستانه

مستند هنر مستند، به‌ویژه در عرصه‌ی دوسالانه، در حال برتری‌یافتن است. چنانکه مایاکُفسکی توضیح‌اش داده، پیش از دوره‌ی دگرگونی گسترده و شتابنده، داستان‌پردازی از شکل رنگ‌پریده‌ی خلاقیت [و بدیع‌پردازی] خارج شد و با زندگی تطبیق یافت. مشاهده‌گری و امر واقع،

ادای سهم در تعریف «کلیدواژگان هنر»، جولیان استالابراس، ترجمه‌ی ع. گلستانه

مستند هنر مستند، به‌ویژه در عرصه‌ی دوسالانه، در حال برتری‌یافتن است. چنانکه مایاکُفسکی توضیح‌اش داده، پیش از دوره‌ی دگرگونی گسترده و شتابنده، داستان‌پردازی از شکل رنگ‌پریده‌ی خلاقیت [و بدیع‌پردازی] خارج شد و با زندگی تطبیق یافت. مشاهده‌گری و امر واقع،

«گفت‌وگو با گرهارد ریشتر»، نیکلاس سِراتا، مترجمان: شکوفه غفاری و علی گلستانه

چاپ‌شده در دوهفته‌نامه‌ی تندیس، ش۲۸۷، ۲۷آبان۱۳۹۳. در سال ۲۰۱۱، تیت مدرن مرور بزرگی برگزار کرد از نقاشی‌های گرهارد ریشتر،[1] یکی از بزرگترین نقاشان زنده‌ی جهان. در اینجا نیکلاس سِراتا،[2] کیوریتور و رییس تیت مدرن، درباره‌ی نیروی مانای آثارش با او

«گفت‌وگو با گرهارد ریشتر»، نیکلاس سِراتا، مترجمان: شکوفه غفاری و علی گلستانه

چاپ‌شده در دوهفته‌نامه‌ی تندیس، ش۲۸۷، ۲۷آبان۱۳۹۳. در سال ۲۰۱۱، تیت مدرن مرور بزرگی برگزار کرد از نقاشی‌های گرهارد ریشتر،[1] یکی از بزرگترین نقاشان زنده‌ی جهان. در اینجا نیکلاس سِراتا،[2] کیوریتور و رییس تیت مدرن، درباره‌ی نیروی مانای آثارش با او

«نیروی انکار؛ در تشخیص نقدگری و دفاع از آن»، نوشته‌ی علی گلستانه

این متن پیش‌تر در شماره‌ی ۲۹۸ دوهفته‌نامه‌ی تندیس (۲۵ آذر ۱۳۹۳) منتشر شده است.     ۱ خواندن یادداشت آقای شهروز نظری در شماره‌ی گذشته[1] حقیقتاً تجربه‌ای مفرح بود. نه ازآن‌رو که بار دیگر ایشان را در نقشی بسیار آشنا

«نیروی انکار؛ در تشخیص نقدگری و دفاع از آن»، نوشته‌ی علی گلستانه

این متن پیش‌تر در شماره‌ی ۲۹۸ دوهفته‌نامه‌ی تندیس (۲۵ آذر ۱۳۹۳) منتشر شده است.     ۱ خواندن یادداشت آقای شهروز نظری در شماره‌ی گذشته[1] حقیقتاً تجربه‌ای مفرح بود. نه ازآن‌رو که بار دیگر ایشان را در نقشی بسیار آشنا

«نکاتی درباره‌ی تابلوی دو برادر»، نوشته‌ی ر. ب. کیتای، ترجمه‌ی حسین پاینده

«همه‌ی هنر کافکا این است که خواننده را وادار به بازخوانی می‌کند. فرجام رُمان‌هایش ـ یا فقدان فرجام در رُمان‌هایش ـ تبیین‌هایی را القاء می‌کند که با زبانی واضح ارائه نمی‌شوند، بلکه برای موجه جلوه‌یافتن، خواندن دوباره‌ی متن از دیدگاهی

«نکاتی درباره‌ی تابلوی دو برادر»، نوشته‌ی ر. ب. کیتای، ترجمه‌ی حسین پاینده

«همه‌ی هنر کافکا این است که خواننده را وادار به بازخوانی می‌کند. فرجام رُمان‌هایش ـ یا فقدان فرجام در رُمان‌هایش ـ تبیین‌هایی را القاء می‌کند که با زبانی واضح ارائه نمی‌شوند، بلکه برای موجه جلوه‌یافتن، خواندن دوباره‌ی متن از دیدگاهی

«نقاشی‌کردن به‌مثابه کار؛ یادداشتی بر آثار رعنا فرنود در گالری اعتماد»، اردیبهشت۱۳۹۳

(چاپ‌شده در دوهفته‌نامه‌ی تندیس، ش۲۷۴، ۳۰اردیبهشت۱۳۹۳) بازنمایی موضوعی تنش‌آمیز، الزاماً به معنی توفیق در بازآفرینی تنش نیست. هنرمندی که برای نشان‌دادن خشونت یا شکنجه، خودِ شکنجه را موضوع نقاشی قرار می‌دهد، تا زمانی که نتواند مفهوم شکنجه را در فرم

«نقاشی‌کردن به‌مثابه کار؛ یادداشتی بر آثار رعنا فرنود در گالری اعتماد»، اردیبهشت۱۳۹۳

(چاپ‌شده در دوهفته‌نامه‌ی تندیس، ش۲۷۴، ۳۰اردیبهشت۱۳۹۳) بازنمایی موضوعی تنش‌آمیز، الزاماً به معنی توفیق در بازآفرینی تنش نیست. هنرمندی که برای نشان‌دادن خشونت یا شکنجه، خودِ شکنجه را موضوع نقاشی قرار می‌دهد، تا زمانی که نتواند مفهوم شکنجه را در فرم

«نقدی بر نقد ایدئولژیک هنر»، نوشته‌ی علی گلستانه

منتشرشده در دوهفته‌نامه‌ی تندیس، ش۲۶۷، ۸بهمن۱۳۹۲. «کسی که نمی‌تواند موضع بگیرد، باید سکوت کند.» (والتر بینامین، خیابان یکطرفه) درآمیختن طنین تاسف‌بار «ما نقد نداریم» با لحن تحقیرآمیز «منتقدان فقط حرف می‌زنند»، به روشنی نشان می‌دهد که نقد هنری امروز در چه

«نقدی بر نقد ایدئولژیک هنر»، نوشته‌ی علی گلستانه

منتشرشده در دوهفته‌نامه‌ی تندیس، ش۲۶۷، ۸بهمن۱۳۹۲. «کسی که نمی‌تواند موضع بگیرد، باید سکوت کند.» (والتر بینامین، خیابان یکطرفه) درآمیختن طنین تاسف‌بار «ما نقد نداریم» با لحن تحقیرآمیز «منتقدان فقط حرف می‌زنند»، به روشنی نشان می‌دهد که نقد هنری امروز در چه